زنگ دوباره ... !
اين ماه مهر ، هم عالمی دارد دوباره
گل می كند اين طبع طنز شاعرانه !
كيف و كتاب و درس و مشق و حس عالی
آغاز علم آموزی و يك جيب خالی !
از كودكستان تا دبستان
آنگه دبيرستان و دانشگاه (( بهمان )) !
- آنهم كمی از نوع آزاد -
بسيار می سازد مرا شاد !!
می پيچد اندر گوش بعضی دوستان (!) باد !
پاييز ، پاييز ...
می ماند آيا وعده ها شان باز در ياد ؟ !
***
نرخ حساب و هندسه
قدری گران است
فيزيك ، نجومی است
شيمی فقط در ذهن من سولفات دو سود است
جغرافيا
دريا و رود است !
دروازه (( تاریخ )) باز است !
تيمور لنگ پايش دراز است !!
علم طبيعی
پيوند ماموت و گراز است !
علم هنر قر دارد و
اسمش كرشمه است !!
........
خانم اجازه ؟
اين بچه تشنه است !
اين زنگ تفريح
قدری شلوغ است
در مشك شعرم
يك ذره دوغ است !
زنگ دوباره
زنگ خيال است !
(( پروين )) و (( سعدی ))
با هم محال است !!
اين قرن هفت است
آن قرن چندم ؟!
در (( حرفه و فن ))
داس است و گندم !
بايد درو كرد
هر چی بكاريم
بايد كه لبخند
بر لب بياريم
درس محبت
درسی است دشوار
گر اهل عشقی
پا پيش بگذار !
آذريار مجتبوى نايينى
به نقل
از ماهنامه گل آقا - شماره
167